چرا فیس‌بوک به متا تبدیل شد؟- نگاهی تحلیلی به تغییر نام فیس‌بوک به متا از سوی زاکربرگ

نمایش خبر

فهرست اخبار
تاریخ : 1400/8/9        نویسنده: مریم رشنو
برچسب‌ها : فیس بوک Facebook ، متاورس Metaverse
واحد خبر mobile.ir : طی هفته‌های گذشته شایعات بسیاری درباره تغییر نام تجاری فیس‌بوک به متاورس (Metaverse) منتشر شده بود و اینک درستی بخشی از این گمانه‌زنی‌ها به اثبات رسیده؛ چرا که شرکت آمریکایی در روز پنج‌شنبه 28 اکتبر 2021 (6 آبان 1400) در جریان برگزاری کنفرانس سالانه Connect 2021 به صورت مجازی، به طور رسمی نام خود را به متا (Meta) تغییر داده است. البته عنوان فیس‌بوک همچنان برای شبکه اجتماعی این هلدینگ حفظ شده و متا نام شرکت مادری است که اکنون مالک فیس‌بوک، اینستاگرام، واتس‌اپ و Oculus به شمار می‌رود. در واقع همچون اغلب خبرهای استراتژیک فیس‌بوک، این تغییر نام، نقطه پایانی روندی محسوب می‌شود که برای سال‌ها در جریان بوده است.

مجموعه Meta شامل دو بخش Family و Reality Labs می‌شود که در اولی اپلیکیشن‌هایی نظیر فیس‌بوک، اینستاگرام و واتس‌اپ جای خواهد گرفت و تمامی موارد مرتبط با واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) تحت پوشش دومی قرار می‌گیرد. این شرکت در حال حاضر در بخش Reality Labs که در زمینه پروژه‌های واقعیت افزوده و مجازی فعالیت می‌کند، بیش از ده هزار کارمند دارد که تقریباً دو برابر کل کارکنان توییتر است. این شمار زیاد که توجه خاص زاکربرگ به این حوزه از فناوری را نشان می‌دهد، مطابق شنیده‌ها به زودی با استخدام ده هزار کارمند دیگر در اروپا تقویت خواهد شد. به علاوه کمپانی آمریکایی به تازگی از برنامه‌های خود برای سرمایه‌گذاری 10 میلیارد دلاری مرتبط با متاورس و خرید استارتاپ‌های واقعیت مجازی در سال جاری میلادی خبر داد. تصمیمی که تلاش جدی مدیران کمپانی را برای تصاحب و تسلط بر این حوزه نشان می‌دهد.

زاکربرگ با توصیف موقعیت فیس‌بوک و برنامه‌های آتی آن می‌گوید: «ما شرکتی هستیم که فناوری را برای پیوند [میان انسان‌ها] ایجاد می‌کنیم. [به این ترتیب] می‌توانیم با هم و در نهایت، افراد را در مرکزیت فناوری خود قرار دهیم و اقتصاد زاینده بزرگ‌تری را بگشاییم.»

مطابق اعلام فیس‌بوک، متا فناوری‌هایی را توسعه می‌دهد که به افراد برای ارتباط، یافتن گروه‌ها و رشد کسب‌وکارها یاری می‌رساند. مطابق ادعای این شرکت، زمانی که فیس‌بوک در سال 2004 تاسیس شد، شیوه ارتباط انسان‌ها را تغییر داد و سپس با اپ‌هایی همچون مسنجر، اینستاگرام و واتس‌اپ، ارتباط میان میلیاردها نفر را در سراسر جهان ممکن ساخت. متا اینک به فراسوی نمایشگرهای دوبعدی می‌نگرد و به دنبال تجربه‌ای فراگیر از واقعیت افزوده و مجازی است تا دور جدیدی از تکامل فناوری‌های اجتماعی را برپا سازد.

پیش از اعلام خبر تغییر برند، پرسش‌های متعددی از سوی تحلیل‌گران مطرح شده بود که چند و چون استراتژی متا را به چالش می‌کشید. در این میان نخستین و اساسی‌ترین پرسش‌ها درباره ماهیت متاورس و نسخه فیس‌بوک آن است.

بخشی از این پرسش تا حدودی در کنفرانس روز پنج‌شنبه پاسخ داده شد. مارک زاکربرگ در ارائه تصویر خود از متاورس، به ‌عنوان جهانی مجازی، از جنبه‌های سخت‌افزاری واقعیت مجازی و افزوده سخن گفت و سپس به حسگرهای پیشرفته بدنی اشاره کرد که افراد به کمک آن‌ها امکان بازی‌ مجازی، حضور در کنسرت به طور مجازی، خرید کالاهای مجازی، معاشرت با دیگران از طریق آواتارهای مجازی و همچنین شرکت در جلسات کاری به طور مجازی را خواهند داشت.

البته چشم‌انداز قلمروی دیجیتالی فراگیر ایده جدیدی نیست و این اصطلاح نخستین بار حدود 30 سال پیش توسط نیل استیفنسون (Neal Stephenson)، نویسنده داستان‌های علمی ‌تخیلی، به کار برده شده است. اما زاکربرگ آینده فیس‌بوک را در یک شرط‌بندی واقعی درباره امکان تحقق این ایده سرمایه‌گذاری کرده و بر این باور است که متاورس در آینده جانشین اینترنت همراه خواهد شد.

پرسش قابل طرح دیگر درباره توانایی و عملکرد این پلتفرم است. پاسخ این پرسش به طور دقیق در مقطع فعلی ممکن نیست، اما برخی کارشناسان با توجه به ویژگی‌ها و سوابق فیس‌بوک به موفقیت این پروژه با دیده تردید می‌نگرند. چرا که تجارب پیشین نشان می‌دهد این شرکت که بزرگ‌ترین پیشرفت‌های خود را در دهه اخیر از طریق خرید اپلیکیشن‌های رقیب یا کپی کردن ویژگی‌های آن‌ها، به جای توسعه ایده‌های خود، به دست آورده است، به دشواری می‌تواند جهان دیجیتالی فراگیری ایجاد کند که افراد واقعاً مایل به صرف زمان در آن باشند.

اما جالب‌‌ترین پرسش فعالان حوزه فناوری آن است که چرا زاکربرگ دست به چنین تغییری زده است؟ در واقع، اقدام بنیان‌گذار فیس‌بوک با تغییرات مشابه در حوزه فناوری تفاوت دارد. به طور مثال، زمانی که در سال 2015 لری پیج (Larry Page) اعلام کرد که قصد دارد طی یک برنامه تغییر ساختار، شرکت گوگل را به زیرمجموعه هلدینگ آلفایت تبدیل کند، معنای این اقدام او صرف نظر کردن از کنترل روزانه شرکت، کاستن از فشار مدیریتی و انتقال آن به سوندار پیچای (Sundar Pichai) بود. اما زاکربرگ با اعلام خبر تغییرات برند در واقع مسئولیت بیشتری را بر عهده خواهد گرفت. با این حال و حتی علی‌رغم برخی گمانه‌زنی‌ها درباره تغییر نام فیس‌بوک برای بازیابی شهرت پیشین و انحراف اذهان عمومی از آخرین رسوایی‌های شرکت، دشوار می‌توان تصور کرد که منتقدان سنتی کمپانی آمریکایی در اثر اعلام طرحی رادیکال برای بازسازی دنیای دیجیتال، نگاه منفی و انتقادی خود را به این کمپانی تعدیل کنند.

برای درک چرایی اقدام زاکربرگ، می‌توان از زاویه مشکلات پیشِ روی فیس‌بوک و کمک متاورس برای حل برخی از این دشواری‌ها به مسئله نگریست.

در این چارچوب نخستین مشکل پیش روی زاکربرگ قدیمی شدن کسب‌وکار اصلی این شرکت در زمینه رسانه‌های اجتماعی و ضعف آن در جذب مخاطبان جوان‌تر، در مقایسه با برنامه‌ها و شبکه‌های جدیدتری همچون TikTok، اسنپ‌چت و دیگر اپلیکیشن‌های جذاب به شمار می‌رود. البته ناکامی در جذب کاربران جوان هنوز آسیب مالی به فیس‌بوک نرسانده است، اما درآمد تبلیغات شرکت دچار رکود شده و شواهد زیادی وجود دارد که از کاهش مخاطبان نوجوان و جوان حتی در شبکه محبوبی مانند اینستاگرام حکایت دارد.

در واقع اگر روند کنونی ادامه یابد، فیس‌بوک در چند سال آینده ممکن است به اپی بی‌رنگ‌و‌بو تبدیل شود که مملو از جوانانی به میان‌سالی پای‌گذارده، ویدیوهای زیبای حیوانات و زباله‌های سیاسی و حزبی است. تصویری که به وضوح مطلوب مدیریت کمپانی نیست و زاکربرگ نیز در گفته‌های خود به صراحت از استراتژی متمرکز بر جوانان و تلاش برای جذب و حفظ کاربران جوان سخن گفته است.

متاورس ظاهراً می‌تواند به این بحران مخاطب در فیس‌بوک کمک کند و با تشویق جوانان به استفاده از قابلیت‌های اپلیکیشنHorizon و زیرمجموعه‌های آن با به‌کارگیری هدست‌ واقعیت مجازی Oculus، رقابت با برنامه‌های نوظهوری همچون TikTok را امکان‌پذیر سازد.

مشکل دیگری که استراتژی متاورس فیس‌بوک در صورت موفقیت، می‌تواند به حل آن کمک کند، کاهش ریسک پلتفرم است. زاکربرگ سال‌هاست که از اجرای برنامه‌های خود روی سیستم‌عامل اندروید و iOS ناراضی بوده و به دنبال راهی برای کاهش وابستگی به این دو اکوسیستم، با اولویت‌های کاملاً متفاوت با فیس‌بوک، است. برای مثال، تغییرات مرتبط با قابلیت «شفافیت ردیابی اپلیکیشن» که امسال توسط اپل اجرا شده و امکان جمع‌آوری داده‌های مربوط به فعالیت‌ گوشی‌های هوشمند را دشوار ساخت، برای فیس‌بوک و تجارت تبلیغات آن زیان‌بار بوده است. از این رو، مدیر عامل فیس‌بوک بر این باور است که در صورت ادامه مسیر کنونی، شرکت او هرگز نخواهد توانست سرنوشت خود را به درستی در دست داشته باشد و همواره وابسته به دیگر پلتفرم‌ها باقی خواهد ماند.

زاکربرگ دست کم از سال 2015 در مورد مزایای راهبردی متاورس سخن گفته و از اهمیت آن به عنوان پلتفرم اصلی برای اجرای برنامه‌های کلیدی و بهبود موقعیت استراتژیک یاد کرده است. حال اگر استراتژی مبتنی بر متاورس کارساز باشد، در نهایت فیس‌بوک را قادر خواهد ساخت تا کاربران را به پلتفرم‌های تحت مالکیت خود هدایت کند و از سلطه اپل و گوگل رهایی یابد. این امر بدان معناست که اگر فیس‌بوک بخواهد مثلاً برای فروش لباس به صورت مجازی درون یکی از اپلیکیشن‌های متاورس از کاربر هزینه‌ای دریافت کند، می‌تواند بدون پرداخت 30 درصد هزینه کمیسیون به رقیب این کار را انجام دهد؛ مسئله‌ای که زاکربرگ در نشست مجازی روز پنج‌شنبه به طور غیر مستقیم مطرح کرد و با انتقاد به اپل و گوگل، عملکرد این دو غول فناوری را از بین‌برنده نوآوری و اقتصاد در اینترنت دانست.

دشواری دیگر فیس‌بوک مواجهه با ریسکهای نظارتی است. البته این شرکت هنوز با مسائل جدی و کمرشکن در این زمینه مواجه نشده است، اما توجه و حساسیت روزافزون نهادهای ناظر، با ایجاد قوانین جدیدی برای حفظ حریم خصوصی کاربران، زاکربرگ را به سرمایه‌گذاری در حوزه‌های تازه‌ای مانند واقعیت مجازی و افزوده تشویق کرده است که تدوین مقررات آن احتمالاً در آینده نزدیک انجام نخواهد شد. به علاوه، از آنجا که بسیاری از مشکلات نظارتی فیس‌بوک ناشی از نحوه استفاده برنامه‌ها برای بحث‌های سیاسی نادرست است، متاورس می‌تواند به مدیران شرکت اجازه دهد جهانِ اجتماعی مهربان‌تر و ملایم‌تری را برپا کنند که هنوز با سیل نیروهای خشمگین و تندرو محاصره نشده است.

در کنار این موارد که کمپانی‌های بزرگ دیگر نیز با آن‌ها رویارو هستند، فیس‌بوک در طول سالیان اخیر به سبب اشتباهات و رسوایی‌های فراوان، متحمل زیان زیادی شده است. طی سال‌های اخیر تمام فعالیت‌های این شبکه اجتماعی و برنامه‌های وابسته به آن، حتی اگر به کسب‌وکار اصلی شرکت بی‌ارتباط بوده باشد، آلوده به حرف‌و‌حدیث بسیار شده است و از این روند شهرت و اعتبار برند فیس‌بوک مسیر نزول را در پیش گرفته است.

البته زاکربرگ که می‌کوشد شخصیت عمومی (Persona) جدید خود را نوعی «آینده‌پژوه» معرفی کند، مدعی است که برای فرار از عواقب مشکلات فیس‌بوک نام شرکت خود را تغییر نداده است. با این حال، به نظر می‌رسد برند فیس‌بوک با مشکلات واقعی دست و پنجه نرم می‌کند که سبب تضعیف نیروی کار و به‌کارگیری و حفظ کارمندان با استعداد شده است. عملکرد زاکربرگ در سال‌های اخیر امکان مشارکت با دیگران را از میان برده، تبلیغ‌کنندگان را در معرض خطر قرار داده و زاکربرگ را به چهره‌ای نه‌چندان محبوب در جهان بدل کرده است.

تردیدی نیست که راه‌اندازی متاورس این مشکلات را یک شبه حل نمی‌کند و احتمالاً اغلب آن‌ها هرگز حل نخواهند شد؛ بلکه ممکن است سبب بروز دشواری‌های تازه‌ای شود که اگر فیس‌بوک چند سال آینده را صرف حل و فصل مشکلات فعلی می‌کرد، با این مسائل مواجه نمی‌شد.

اما حتی با وجود این ملاحظات نیز نباید متاورس فیس‌بوک را صرفاً یک ترفند بازاریابی یا شیوه‌ای راهبردی برای به دست گرفتن برتری موقت بر رقبای این شرکت قلمداد کنیم. چرا که در صورت کارساز بودن این اکوسیستم جدید، زاکربرگ دوران جدیدی از تسلط بر بازار را آغاز خواهد کرد و با تکیه بر امکانات واقعیت مجازی، نفوذ فیس‌بوک را به انواع کاملاً جدیدی از فرهنگ، ارتباطات و تجارت گسترش خواهد داد. اما اگر این پروژه با شکست مواجه شود، حاصلی جز هزینه‌های بسیار برای احیای دوباره فیس‌بوک نخواهد داشت. به هر حال هر دوی این احتمالات، به سبب عواقب احتمالی‌شان، شایسته توجه ویژه هستند.